یک حادثه و تلنگری که باید بزند

زیستن شرمنده
10 مرداد 1396
خودکشی و رسالت رسانه
10 مرداد 1396

در مورد قتل دردناک دخترک آذری

خبر در نهایت خود تلخ بود..دختری کم سن و سال اسیر رفتار بیمارگونه ی یک مرد بالغ متهم شده است و جانش را از دست داده..
به محض انتشار خبر،سیل تحلیل و ابراز نظرات مردم و کارشناسان و غیرکارشناسان در فضای رسانه ای و مجازی آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد..
هرکسی از ظن خود یار ماجرا شد و انواع تصفیه حساب های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی به بهانه ی این کودک آزاری تلخ رخ داد و طبق معمول واکنش ها اکثراً غیر منطقی و پر سر و صدا و غیرکارشناسی بود..
همچون قضیه ی گورخواب ها و ساختمان پلاسکو و دهها حادثه ی مشابه دیگر تب تندی وجدان همه را میگیرد و همگان طلبکارانه و فرافکنانه شروع به بررسی مساله و پیدا کردن راه حل و زدن اتهام و بهتان میشوند و ظرف چند روز هیاهو فروکش میکند تا نوبت بعدی شلوغ بازی..
قضیه ی ناموسی یا آسیب اجتماعی

در جامعه ای با فرهنگ تاثیر پذیرفته از آموزه های دینی و سنتی، وقتی آحاد مردم یا حتی برخی از متخصصین قرار است رویدادی را تحلیل کنند طبیعی است که سمت و سوی اخلاقی و مذهبی بگیرند امّا خیلی از واکنش ها به جنایت اردبیل از جنس تعصب و خشم است و از روی غیرت و همذات پنداری های ناموسی با قربانی و خانواده اش شکل میگیرند و در اینترنت و جراید منتشر میشود..
اشکالی ندارد که قضیه را ناموسی کنیم امّا این اتفاق اگر از حد یک احساس شخصی فراتر برود لزوماً به مقصودی که میخواهیم یعنی کاهش آسیب و خشونت منجر نخواهد شد، بلکه محملی برای تشتت، تنش، تکثیر نفرت و چندپارگی اجتماعی خواهد شد و در این میان اولین چیزی که قربانی میشود آسیب شناسی علمی مبتنی بر شواهد است..
دولت و حکومت و ساختار سیاسی

یکی از نهادهایی که کاسه کوزه ها در موقعیت های مشابه بر سرش شکسته میشود دولت و نهادهای رسمی هستند که به علل سیاسی مقصر دانسته میشوند..
قصد جانبداری جناحی ندارم امّا از لحاظ روانشناختی و عصب_ روانپزشکی خشونت و رفتار پرخاشگرانه کاملاً قابل توصیف است و در همه جا متاسفانه رخ میدهد و با توجیهات سیاسی کارانه و سیاست بازانه هم نمیشود سراغش رفت و مهارش کرد..
اگر قرار است جلوی قربانی شدن آتناهای دیگر را بگیریم و خشونت و فاصله ی طبقاتی و فقر را کم کنیم راهش از مسیر تحقیق، پژوهش،آمار و مداخله ی علمی میگذرد نه شانتاژ و هیستریک بازی..
بقیه ی دنیا و ما

میدانیم که سالانه در آمریکا سه میلیون کودک آزاری گزارش میشود.. آمار واقعی باید بیش از این باشد چون همه ی کودک آزاری ها به تور آمار نمی افتند و گزارش نمیشوند..
از این مقدار ۲۸ درصد خشونت فیزیکی، ۲۰ درصد کودک آزاری جنسی و ۱۱ درصد هم سوء استفاده ی عاطفی است..
در همین آمریکا نهادهای استخواندار حمایت از کودک از سالها قبل شکل گرفته اند تا هم عدد و رقم ها را استخراج کنند و هم در جهت حمایت از کودک آسیب دیده وارد عمل شوند..
تنها با سایت یک نهاد کودکیاری مثل ( childhelp.org) روزانه تقریباً ۲۰۰۰ تماس گرفته میشود..این موسسه ی ژاپنی آمریکایی از سال ۱۹۵۲ بنیان گذاشته شده و در حال حاضر برای هرنوع کمکی در اکثر نقاط جهان آمادگی دارد..
برنامه های پیشگیری و درمان و مداخله ی مفصل دارند و خط هاتلاین کمک به قربانی راه انداخته اند..
امّا در کشور ما که در مواقع وقوع یک حادثه چنین غلیان بی فایده ی عواطف و احساسات داریم یک نمونه ی مشابه چنین موسسات مردم نهادی را نداریم..
نهادهایی بهزیستی و خط ۱۲۳ آن فقط سالانه ۷ تا ۸ هزار تماس کودک آزاری را دریافت میکنند و درگیر مشکلات زیادی از بودجه تا محدودیت های قانونی هستند..
موسسات مردمی مثل انجمن حمایت از حقوق کودکان که از اوایل دهه ی ۷۰ تشکیل شده اند نیز گرفتاری های مشابه دارند..همین الان یکی از همین تشکیلات مردم نهاد که برای کودکان کار فعالیت میکرده درگیر مشکلات حقوقی و لغو مجوز است..
هسته ی اصلی و گوهر اساسی تمام این نهادهای کمک رسان در مردمی بودن آنهاست که متاسفانه در کشور ما تلاش های این چنینی خیلی نهادینه نشده است و به جایش اینروزها فقط امواج اینترنتی نگرانی مردمی داریم!!
آموزش عمومی به جای وحشت دسته جمعی

در اکثر مواقعی که خشونت ها علیه کودکان رسانه ای میگردد،بعد از تشویش و دهشت اولیه هیچ اتفاق و پویش دیگری مشاهده نمیشود..
اغلب رسانه های اولیه ی درگیر در نشر خبر و توزیع ترس در ادامه هیچ حرکتی در جهت آموزش مخاطبانشان برای پیشگیری از تکرار فاجعه انجام نمیدهند!!
آموزش در موضوع کودک آزاری نقشی محوری و استراتژیک دارد و باید از راه و روش خودش انجام شود..
سوگواری های نمایشی و فریادهای گوشخراشی که در عزای حادثه ی پارس آباد مد روز شده نه تنها کمکی به آموزش و هشیاری افکار عمومی و خانواده ها و کودکان نمیشود بلکه مدلی احساسی و سطحی از پرداخت به موضوعات خشونتبار آنومیک را دارد جا میندازد که چون کف روی آب زود پدیدار میشود و زود و بی خاصیت فرو می نشیند..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *