خشونت علیه پزشک و علیه دیگری

خودکشی و رسالت رسانه
10 مرداد 1396
دانش و روشنفکری آنلاین
10 مرداد 1396

نوشتاری پیرامون مضروب شدن روانپزشک تبریزی

خبر به سرعت پخش شد؛ روانپزشکی خوشنام و استاد دانشگاه حین ویزیت روزانه توسط یک بیمار روانپزشکی بدحال مورد حمله با چاقو قرار گرفت!!
خوشبختانه جان روانپزشک مجروح با تلاش سایر پزشکان نجات یافت و در مسیر بهبودی قرار گرفت اما واکنش ها و حواشی آن هنوز ادامه دارد مخصوصاً که ویدئوهایی از همکارمان روی تخت بیمارستان منتشر شد که حاوی نکات انسانی، اخلاقی و آموزنده ی بسیار بود..
خشونت در فضای درمانی

آمار و ارقام نشان میدهد که میزان خشونت فیزیکی با دخالت عامل انسانی در فضای بهداشت و درمان نسبت به سایر حوزه ها نه تنها بیشتر نیست که کمتر هم هست..
این آمار البته محدود به صرف خشونت فیزیکی یا ( Assualt) است وگرنه اگر قرار باشد خطر را به صورت کلی در محیط های درمانی در نظر بگیریم (شامل خطرات بهداشتی و آسیب های فیزیکی و شیمیایی و میکربی و صدمات ناشی از برخورد با اشعه و فشار کار و استرس و بی خوابی) این مقدار آنچنان کم نخواهد بود..
میدانیم که خشونت بیماران علیه کادر درمان از پزشک گرفته تا پرستار و بهیار و حتی نگهبان ورودی مراکز درمانی در همه ی جهان وجود دارد..
در میان پزشکان متخصص بیشترین تجربه ی اعمال خشونت در میان پزشکان طب اورژانس و سپس روانپزشکان دیده میشود..
در مقاله ای که چند سال قبل در مجله ی لانست چاپ شد، میزان خشونت بیمارستانی در چین در یک فاصله ی شش ساله از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ فقط هفت درصد افزایش داشته است..شبیه این نتایج در هندوستان و پاکستان هم دیده شده ولی در برخی مناطق جهان که سرانه ی بهداشتی و درمانی بالاتر است حتی کاهش در میزان بروز خشونت فیزیکی علیه کادر درمان هم دیده شده..
در همین زمینه تحقیقی که در یونان انجام شده نشان میدهد که معطلی و سرگردانی بیماران و همراهانشان میتواند بروز خشونت را بالا ببرد..
همه ی اینها در حالیست که ما آمار دقیق و مشخصی از بروز کلی خشونت در سایر محیط های اداری و شغلی و حرفه ای نداریم ولی با استناد به آمار پزشکی قانونی میشود گفت که عمده ی رفتارهای خشن شهروندان در محیط های عمومی رخ میدهد و میزان خشونت بیماران علیه کادر درمان هنوز هم در مقام مقایسه با مقادیر کلی خشونت در جامعه بسیار کمتر است..
نکته ی دیگر اینکه شیوع خشونت در بیماران جسمی و روانپزشکی با یکدیگر تفاوت واضحی ندارد، حتی میتوان گفت با توجهی که در حیطه ی بیماریهای روانشناختی به مبحث خشونت و پرخاشگری میشود احتمال بروز آن در میان بیماران روانپزشکی حتی کاهش هم می یابد..
پزشکان،کادر درمانی و فرهنگ سلامت ما

در مواردی مثل حادثه ی تبریز به نظر میرسد که خشم و ناراحتی بیمار ناشی از ماهیت بیماری روانپزشکی باشد و لازم است ما روانپزشکان با جدیت به درمان علائم خاصی در بیماران تلاش کنیم که میتواند مسبب خشونت باشد..
کیفیت ارتباط با مردم، درک و لمس موقعیت مراجعین و مدیریت زمان و منابع در فضاهای درمانی بهداشتی میتواند باعث کاهش احتمال خشونت شود..
آموزش پرسنل و دانشجویان پزشکی و تخصص در زمینه مهارت های ارتباط و شنیدن و توجه موثر به خواسته و توقع بیمار و همراهش، شاید حلقه ی گمشده ی معضل باشد چراکه یک فرد حرفه ای مشغول در درمان و بهداشت قطعاً باید برای کنترل و پیشگیری و مدیریت ارباب رجوعش ماهر و توانا باشد..
در فرهنگ ما که مدارا و صبر و سازش کالای پر طرفدار و ارزشمندی نیست، میشود انتظار داشت که در بیمارستان و درمانگاه و خانه بهداشت نیز همین نگرش حاکم باشد و زمینه ی درگیری و پرخاش شود..
از طرفی تعریف و برداشت مردم ما از سلامت و بهبودی و خدمات سلامت بسیار ایده آل گرایانه و شفا محور است..در این فرهنگ به صورت جدی مساله ی عوارض و هزینه های بیماری و درمان به سختی و با کراهت پذیرفته میشود و اغلب مردم ما انتظارات معجز گونه از فرایند درمانی دارند و همین امر مطالبات عمومی را از حوزه ی درمان و بهداشت به نحوی غیرمنطقی بالا برده و می تواند عامل دلخوری و ناراحتی و پرخاشگری علیه پزشکان و پرسنل درمان شود..
در اینجا هم بار اصلاحات فرهنگی بر دوش ما پزشکان است..ما چاره ای نداریم که موقعیت بحرانی را پیش بینی کنیم و با صرف وقت و انرژی به بیمار و خانواده اش امکانات و محدودیت های درمان را توضیح دهیم..
با این اوصاف مسوولین و پرسنل بهداشتی لازم است به امنیت و حفاظت خود هم بیندیشند چون خشونت به هرحال با احتمالی رخ میدهد و باید برای مهار و مدیریت خشونت علیه کادر درمان آماده و مهیا بود و امکانات فیزیکی و اداری و قانونی برای محدود کردن خشونت و ناامنی را فراهم کرد..

پیامی که حساس بود به حادثه ی تبریز باز میگردم؛ در برداشت ها و بازخورد هایی که بعد از آن در فضای مجازی میدیدم، نتایجی گرفته شد که لزوماً با اصل مساله همراه نبود..
مثلاً عده ای با دقت در گفته های روانپزشک نجیب تبریزی به این نتیجه رسیده بودند که وی حق را به عمل خشن بیمارش داده و تلویحاً اینکار او را تایید کرده!!
بعد در ادامه گروهی پیشتر رفته اند و با تایید این باور، تکثیر این نگاه را برای ترمیم رابطه ی پزشک و بیمار و مردم توصیه کرده اند!!
واقعیت امّا متفاوت است..روانپزشک ماجرا که خدا به سلامتش دارد، چیزی را که درک میکند حال بد بیمارش است و حقی را که میدهد به رنج و فشار ناشی از بیماریست نه به تیزی چاقوی بیمار که اگر غیر از این باشد اصلاً چه لزومی دارد که ضارب را بیمار بداند!!
استاد روانپزشکی دانشگاه تبریز به درستی و طبیبانه بیمارش را مستحق نکوهش نمی داند و هشیارانه بین ماهیت انسانیت و طبیعت بیماری فاصله و تمایز قائل میشود..در چنین ساختاری پزشک به مبارزه جدی با بیماری میپردازد در حالیکه بیمار را همچنان دوست دارد و محترم میشمارد..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *