پوپولیسم، پختگی و پیروزی

دیگری و گفتمان غیریت ساز به بهانه ی مناظره‌های انتخاباتی
1 خرداد 1396
نمای بیرون و درون آدم ها
7 تیر 1396

بالاخره کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری به پایان رسید و سمت پیروز بازی مشخص شد..روزهای آخر اضطراب و تلاش مردم و طرفداران به نقاط حساسی رسید و در شب و روز انتخابات تقریباً غیر قابل تحمل شد..
سیر حوادث و رویداد ها به شکلی بود که از یکماه قبل تنش و حساسیت در رقابت انتخاباتی بالا و بالاتر گرفت تا اینکه اوج استرس و هیجان را در ساعات پایانی تجربه کردیم..
به عنوان کسی که چندین انتخاب مهم را در سالهای اخیر کشور تجربه کرده ام و به عنوان یک روانپزشک، احساس میکنم هرچه می گذرد و دوره به دوره به حساسیت و هیجان بازی انتخابات افزوده می شود و رقابت دموکراتیک برای گرفتن سکان اجرایی و تقنینی مملکت، دایماً نزدیکتر و خطیرتر می گردد..
با نگاهی به تجربه ی انتخاباتی اخیر کشورهای دیگر مثل آمریکا، فرانسه،انگلستان و ترکیه می شود نتیجه ی مشابه گرفت.. جدال روش ها و مدلهای اداره و توسعه ی جوامع در میدان انتخابات هر دوره نزدیکتر و فرسایشی تر و حتی کشنده تر می شود..
اما علت این تحول در ساز و کار و فرآیند های انتخاب مردم چیست؟؟

تا اطلاع ثانوی؛پوپولیسم

از زمانی که روندهای دموکراتیک در جوامع پیاده و عملیاتی شد و نماد اصلی آن صندوق رأی قرار گرفت،تقریباً همیشه رقابت و مسابقه بین ارزش های دموکراتیک از یک سو و اصول محافظه کارانه از سوی دیگر بوده است..در مقام اجرا هرکدام از این دو نحله ی اصلی فرمولهای جاافتاده و کلیشه ای خود را داشته اند برای مدیریت جامعه..
بازی سنتی بالا بین جامعه ی باز و جامعه ی بسته تقریباً تا چند سال قبل در اکثر حکومت‌هایی که تن به قانون صندوق رأی میدادند پذیرفته شده بود تا اینکه سر و کله ی رقیب جدید برای توسعه و پیشرفت عقلانی و خردورزانه پیدا شد..
در بزنگاه های انتخاباتی از چندی قبل سیاستمدارانی پیدا شدند و مورد اقبال قرار گرفتند که برنامه های جدیدی ارائه میدادند..
توجه هیستریک به فقر و فاقه،مردم نوازی بنجل و مبتذل به بهانه هایی از قبیل امتیاز های نژادی، ملی و قومیتی و در نهایت نان قرض دادن ها و در باغ سبز نشان دادنهای بی پایه و بی اعتبار به گروههای خاص و مهجور جامعه، سر فصل های مشترک برنامه های نسل جدید سیاسی مردان پر هیاهوی جدید هستند..
این متد و مدل اداره ی جامعه البته در مقام نظر خیلی هم کم سابقه نیست..حتی نمونه های وطنی هم در دهه های ابتدایی سده ی شمسی حاضر برایش سراغ داریم اما چه اتفاقی افتاده که “پوپولیسم ” تا این حد صدایش شنیده می شود و پاسخ از گروههای مخاطبش دریافت میدارد؟؟
علل جامعه شناختی،روانشاختی و تکنولوژیک برای این پدیده میشود ذکر کرد که در فرصت این نوشته نیست اما میشود اینگونه توضیح داد که زمینه های جامعه شناختی و روانشناختی با کمک ابزاری به نام مدیا(شما بخوانید فیس بوک،اینستاگرام، تلگرام و توئیتر) این امکان را به پوپولیست های زیاده گویی و دروغ باف داد تا صدای نخراشیده ی خود را به گوش توده های متوسط الحال برسانند..
مسئله ی فعلی ما با پوپولیسم بودن یا نبودن نیست بلکه شناخت و حل معضل است..
تا اطلاع ثانوی رقیب اصلی دموکراسی و آزادی و توسعه جناب مستطاب پوپولیسم است و رقبای قدیمی از قبیل استبداد و دیکتاتوری و توتالیتاریسم از میدان به در شده اند..
کافیست نگاهی به سایر مردمان ساکن کره ی خاکی بیندازیم تا متوجه شویم که موریانه ی عوام فریبی به تار و پود صندوق رأی نفوذ کرده و جای خوش نموده..
از آمریکا تا انگلیس و از فرانسه تا ترکیه و ایران هرجا مردمان امکان انتخاب دارند، پوپولیست ها مشغول هیاهو و دلفریبی و اغواگری هستند..
غریو بلند و کر کننده ی پوپولیست ها در گوش همه پیچیده و سبب شده تا جوامع عمیقا دچار شکاف و گسست و چند پارگی شوند و لاجرم در مقاطع انتخاب این گسل ها فعال تر و داغ تر شده و از مردمان انرژی و توان میگیرند و مایه ی فرسایش و استرس و نگرانی می شوند..

پختگی مردمان ایرانی
ایرانیان در تجربیات مدرن هرقدر عقب باشند در آزمون مقابله با مردم نوازی پوپولیستی از خیلی ملت ها جلوترند..
ما تقریباً یک و نیم دهه زودتر چوب مدیریت بی سامان و بی هویت پوپولیستی را خوردیم و صابون دروغ های شاخدار رو به دوربین را بر سر و تن خود مالیدیم!!
در سالهای اخیر ایرانیان تا حد زیادی عبرت گرفتند و جبران کردند..
مردم با رجوع به خاطره ی جمعی تلخ روزگاران نه چندان دور و با درگیر شدن در یک معادله ی ساده اما پیچیده توانستند راه سیلاب پوپولیسم را موقتاً ببندند.. دیلمای “تلاش برای بدتر نشدن اوضاع ” در ذهنیت ایرانی تا چند سال قبل جایی نداشت اما اولین قدم رفورماسیون اجتماعی اینروزها توسط اغلب آحاد این جامعه قابل درک و اجراست و این پیشرفت کوچکی نیست..
پختگی اجتماعی و سیاسی بالایی در پس پشت این روش معاصر هست که سبب میشود ایرانیان از کلیشه های قدیمی و نخ نمای آرمانگرایانه و دور از دسترس و منقطع و زیگزاگی به سمت روش های آهسته و پیوسته ی توسعه و پیشرفت قدم بردارند و جلوی تجدید آرایش مدلهای ناکارامد سابق را در پوستین میش پوپولیسم بگیرند..
زن و مرد شهری و روستایی این مملکت آشکارا در مقابل وسوسه ی پول مفت و نان مفت و آب مفت مقاومت میکنند و این تغییر و تبدل بسیار ارزشمند و نایاب است..
شامه هموطنان برای بوی گند پوپولیسم فعلاً تیز است و حافظه ی جمعی ما هشیار و فعال و عملیاتی است و باعث میشود که از سوراخ مار خوش خط و خال و عیار و دست و دلباز پوپولیسم مجدداً گزیده نشوند..
پوپولیسم اگر یک خصوصیت داشته باشد آن “ساختار ستیزی” است..از همین جهت ضرر و زیان پوپولیسم از دیکتاتوری هم بیشتر است..
مردم ایران در حال حاضر با گفتن نه به پوپولیسم در واقع چراغ سبز به ساختار سازی و نظم اجتماعی نشان داده اند و این پختگی با کیفیت، تحسین برانگیز و محترمی است در میان هموطنان شایسته ی من…
اینروزها خیلی به زیستن در کنار این مردم افتخار می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *