ایرانیان و سوراخ دعا

وقایع نگاری سیرک ثبت نام
23 اردیبهشت 1396
عرفی شدن سیاست و ابتذال سیاسی
1 خرداد 1396

در تحلیل رفتار انتخاباتی معاصر

چندین و چند دهه می‌شود که ساز و کار انتخابات و مکانیسم صندوق رأی در فضای سیاسی و اجتماعی ایران حضور دارد و بدین ترتیب رفتار انتخاباتی ملی، تاریخی برای خود دست و پا کرده است.
با تحلیل و تجزیه‌ی تاریخ رفتار انتخاباتی ایرانیان می‌شود به آداب شناسی و اپیستمولوژی سیاسی مردم این کشور خطر کرد.
فارغ از مباحث و جزییات این شناخت شناسی به راحتی می‌توان متوجه تغییری جدید در “رفتار انتخاب ایرانی” شد که حکایت از تحولی در فکر و اندیشه‌ی سیاسی هموطنان ما می‌کند. گویا ایرانیان معاصر تکان و تحولی اساسی به معیار و مصداق‌های ذهنیت سیاسی و اجتماعی خود داده‌اند.

  • آرمانگرایی در عین انفعال

با نشستن پای درد دل و شکایات شهروندان تحریم کننده‌ی انتخابات می‌شود با مسامحه و تساهل به مدلی از شناخت در آن‌ها دست یافت که سبب می‌شود این انسان‌های به شدت مطالبه‌گر و آرمان‌خواه، وقتی ناخودآگاه وضعیت میل(Desire) خود را در تفارق و تفاصل با واقعیت(Reality) می‌بینند اتوماتیک وار کناره بگیرند و منفعلانه از شرکت در انتخابات امتناع کنند و به جای مشارکت فقط در کناره‌ی زمین بازی غر بزنند و ناله کنند!
این مدل شناختی ایرانی در مورد توسعه و پیشرفت و سامان از سال‌ها قبل در این آب و خاک حاضر و ناظر بوده و سبب می‌شده ذهنیت ایرانی در عین‌ حالی ‌که دردمند و دغدغه‌مند پیشرفت بوده، همواره برکنار از روندهای اجرایی و اداره‌ی مملکت بماند و تبدیل به موجود سرخورده‌ای بشود که دایماً شکایت از سوختگی نسل و فرسودگی آرزوها و رویاهایش به اندرون متلاطم و پارادوکسیکال ببرد و از دور به فردی شباهت یابد که امید به کن فیکون شدن یکشبه و یکروزه‌ی اموراتش بسته است.
به لحاظ سیاست کلاسیک چنین ذهنی به انقلاب و تغییرات ناگهانی متمایل می‌شود و از رفرم و اصلاحات فاصله می‌گیرد.
اما در سال‌های اخیر ایرانیان از تجربه های معاصر درس‌های بزرگی گرفتند.
زودتر و جدی‌تر از سایر ملت‌ها در دام پوپولیسم مبتذل التقاطی افتادند و توانستند معادله‌ای ساده اما پیچیده زیر را مقابل خود ببینند.
“در اجتماع و سیاست و اقتصاد و فرهنگ امروز، ممکن است شرایط به بن بست و هسته‌ی سخت برسد و چاره ای نیست که آهسته و پیوسته و قدم به قدم باید رفت”

این معادله‌ی پیشرفته و رفرمیستی این‌روزها در ذهنیت سیاسی ایرانیان کاملاً جا افتاده در حالی‌که در خلال دهه‌ها مغفول و مهجور بود و همین غفلت سبب می‌شد تا اغلب تلاش‌های آزادی خواهانه و توسعه محور در این کشور به دام تندروی و آرمانگرایی بغلتد و در نطفه چون تبی تند به سرعت سردی و خاموشی گیرد.
در حال حاضر و با تجربه‌ی چند انتخابات اخیر، آحاد مردم از شهری و روستایی به خوبی شناخت و فکر سیاسی خود را در مسیر “واقع‌گرایی”ارتقاء داده‌اند به شکلی که ایمان به تغییر و اصلاح مرحله به مرحله این‌روزها دیگر به زبونی و سازشکاری در قاموس سیاسی ایرانیان تعبیر نمی‌شود.

  • تعفن پوپولیسم و شامه‌ی تیز

اتفاق میمون و مبارک دیگر در محاسبات و معادلات فکر سیاسی ایرانی همانا هشیاری و حساسیت کمیاب این مردم است به خطر آوار شدن مجدد پوپولیسم.
شاید در موج خانمان برانداز معاصر پوپولیسم که از شرق تا غرب عالم را در می‌نوردد، کشور ما از بسیاری ملت‌ها جلوتر و سابقه‌دار تر باشد. ما تقریباً یک دهه زودتر از اروپا و آمریکا و آسیای اطراف خود، در دهان هیولای شوم پوپولیسم وارد شدیم و هزینه‌اش را هنوز هم پرداخت می‌کنیم.
توانایی عبرت گیری از راه و روش آزموده، بلوغ سیاسی خاصی می طلبد که در شناخت و فکر سیاسی شهروندان ایرانی فعلاً حاصل شده و در دسترس قرار دارد.
برای این منظور لازم و کافی است که آحاد این جامعه به داینامیسمی حداقلی در حافظه‌ی جمعی و فردی ‌شان دست یابند که امکان رجوع دائمی را به تجربه‌ی زیسته بدهد.
این بلوغ و رشد در ایران فعلی وجود دارد و سبب می‌شود که هموطن ما دلاورانه در مقابل وعده‌های خوار و خفیف و زودگذر و بی اعتبار آب و نان مفت مقاومت کند و آینده نگرانه توجه پوپولیستی خطرناک را از نوک دماغش بردارد و در دام اغواگری مبتذل و بنجل عوامفریبان وطنی نیفتد و رستگاری پایدار فرداهای خود را به خوشی بی‌پایه و اساس امروز نفروشد.
خوشبختانه شامه‌ی ایرانی جماعت برای شناسایی بوی گند پوپولیسم تیز است و فعلاً راه طراری و مردم‌فریبی را بسته شده است ولی باید هشیار و بیدار بود تا تمام روزنه‌های نفوذ مار خوش خط و خال پوپولیسم مسدود بماند.
در حال حاضر احوالات فکر سیاسی ایرانی خوب است. ما تا اطلاع ثانوی سوراخ دعای توسعه را یافته‌ایم و امید که با همین روال و روند پیش رویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *