اندر قضایای دو شرطی مردم و عطاری ها

زندگی و رستگاری
13 اسفند 1395
عشق، پول و گلوله
24 فروردین 1396

پدر نگران و خشمگین بر بالین جوان رعنایش استاده و یکریز بد و بیراه میگوید ..

پسرک تازه ازدواج کرده و امروز ظهر با زن عقد کرده رفته بوده نامزد بازی..شیطان از قبل زیر پوستش خزیده بوده و به صرافت معاشقه ی گرمتر از عطاری سر کوچه چند قرص تقویت قوای جنسی ابتیاع نموده و در فرصت مقتضی قرص ها را دو سه برابر مقدار تجویزی توسط عطار!! میخورد..در نشآت عشق تشنج میکند وبه قول پدرش “کف و خون” بالا می آورد!! زبان میگزد و کل بساط عیش منقص میگردد!!

موقعی که من دیدمش در فاز پست ایکتال بود و گیج و خواب آلود..
صبر کردیم تا کمی به عقل و بار بیاید و در این بین نفرین های پدرش یکریز در گوش ما..

نام دارو را یادش نمی آمد..از recall کمک گرفتیم و نام کپسول دوغی را آوردم.. دوغ..آهان یادم آمد، کپسول دوغی بود!!

عطاری ها ترامادول را با کلونیدین و کمی پودر گیاهان مختلف در کپسول میریزند و به هزار درد و مرض نسخه میکنند..

نامزد پسر، وحشت زده و ترسیده،نگاهم میکند.. سوال اذیت کننده ای در ته ذهنش هست که میتواند یک عمر اعتماد و اطمینان به شوهر را بر باد دهد..تازه مشکلات جوان قصه ی ما شروع شده وقتی که دختر غر غر کنان سوالش را مطرح میکند؛
آقای دکتر میگن ترامادول رو معتادها مصرف می کنند؟؟!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *