زنانگی مدرن ایرانی و مساله‌ی سیگار

حکایت رنج مردمان در بستر فرهنگ و جغرافیا
30 بهمن 1395
پیرامون فرمایشات آقای اباذری
13 اسفند 1395

 

نمای اول

چندیست به جبر جغرافیا به صورت هفتگی و مرتب از کوچه و خیابان های اطراف دانشگاه تهران در خیابان انقلاب میگذرم..وقتی که معمولا نیمه های روز است و شلوغی معابر اطراف اغلب حاوی جمعیت دانشجوی پایتخت نشین..اکثرشان طبیعتا دختر هستند و تک و توک پسران دانشجو..
دختران شر و شور بیشتری هم دارند و انگار امیدوارترند و خرسند تر از اینکه درسی میخوانند و معرفتی کسب میکنند..
کنار خیابان تجمعات دختران دانشجو را میشود دید و سیگارهایی که در انگشتان لرزان، از خودشان هویدا تر است..کام هایی نه چندان عمیق میگیرند و دودی که با حداکثر تظاهر به سوی آسمان از سینه رها میکنند..
آنقدر نمای این دختران سیگار به دست توی ذوق میزند که با حداکثر خوشبینی هم نمی توان از کنار این پدیده ی نوظهور گذشت و به عنوان یک مسئله ی عادی برگزارش کرد..
نمای دوم

در یکی از خیابان های شلوغ شهر از صاحب دکه ی روزنامه فروشی تقاضای آب معدنی و یک ماهنامه ی علوم انسانی پیچیده ی نه چندان متصل به روزگار میکنم..
فروشنده دارد نگاهم میکند که ندای گروه شاد دختران هم وطن در اطراف میپیچد..چند دختر خوش پوش و آراسته با سر و صدای زیاد نزدیک میشوند..یکی از دخترها با لحنی که تقریباً شبیه فریاد است پیشنهاد “اسموک” به جمع میدهد..قهقهه ی سایر دوستانش در فضا میپیچد و نشانه ی تایید است..نزدیک میشوند و دو بسته سیگار از برند و طعم خاصی میگیرند… ظرف چند ثانیه با فندکهای اتمی شخصی سیگار ها را آتش میکنند و در امتداد پیاده رو سیگار به دست و هیاهوکنان دور میشوند..
از خیابان که رد میشوم چند زن راننده دست‌هایشان به آشکار ترین وجهی از پنجره ی ماشین بیرون است و سیگاری به انگشتان آویزان!!

اعتراض با سیگار
می گویند در مملکتی ناشناخته در روزگاری دور پادشاه ممنوعیت های جدیدی وضع کرد..در لیست کارهایی که قدغن شده بود گویا عمل “آروغ زدن” هم مجاز نبود..بعد از مدتی مردمان آن سرزمین میتینگ مخفیانه ی سیاسی برگزار میکردند و دست جمعی “آروغ ” میزدند!!
به نظر میرسد پسر این جامعه با موی بلند و دختر این مملکت با سیگار لای انگشتش دارد اعتراض میکند..
زنان البته انگیزه های بیشتری برای تقابل و تضاد با روایت و تعریف رسمی از زنانگی دارند..آنچنان چارچوب های تعریف”زن معاصر خوب” تنگ و سخت شده که هرگونه خرق عادت زنانه میتواند نمای جنبش اعتراضی به خود بگیرد..این کاریست که نظم مسلط با زنان این مملکت کرده اما مسولیت خود زنان کجاست؟؟
آیا زن معاصر تحصیل کرده و جوان این کشور مایل است سطح منازعه به سیگار و دود محدود شود؟؟
آیا افق خواسته های زن تحدید شده ی مدرن ایرانی نمی تواند و نباید توسط خودش ارتقاء یابد؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *