زنانگی در رمان

زنانگی در بحران
23 بهمن 1395
چاه زندگی و صعودهای زنانه
23 بهمن 1395

رمان همنوایی به محض انتشارش در ایران تحسین شد و مورد نقد و توجه قرار گرفت..بافتار پیچیده و روایت جذابش، روحی تازه به کالبد ادبیات در تبعید فارسی دمید..برخی ژانر همنوایی را “بحران و فاجعه” خواندند که اگر چنین باشد خیلی از نوشته‌های بعد از انقلاب را می‌شود در همین چارچوب نشاند… #عباس_معروفی، #هوشنگ گلشیری و امیر حسن #چهلتن و خیلی نام‌های کمتر شناخته شده داستان هایی در دهه های اخیر نوشته اند که روایت صریحی از درد و زخم و فاجعه بوده است..
همنوایی اما از جنس دیگریست..نویسنده اش موسیقی دان و نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر است..
قاسمی سابقه ای گرانبار از فعالیت هنری و اجتماعی و سیاسی داشته تا صلاحیت پیدا کند در قالب یک رمان تمام تاریخ اجتماعی و سیاسی بعد از انقلاب را دوره کند..
▪️ تفکر و احساس و خاطره در تبعید

تعدادی ایرانی بریده و جلای وطن کرده در آپارتمانی در پاریس گرد هم آمده و با صاحبخانه ای فرانسوی و معدودی فرنگی مرموز روزگار میگذرانند..
داستان از زبان یک راوی نقل میشود که در سیر رمان، زمان و مکانی سیال دارد..از کودکی و تجسد تا بزرگسالی و خیال و وهم و سایه، روایت جابجا و دست به دست میشود تا بهانه برای نمایشی تاریخی ادبی فراهم شود..
قاسمی استاد پردازش صحنه هاست..این هنرش را قطعا از تئاتر به یادگار برده، در همنوایی هم پردازش های تئاتریک فراوان است؛پنجره ای که از ساختمان جدا میشود چرخ زنان شعار های انقلابی را تداعی میکند، واگویه های سایه ی راوی با خودش در آیینه که حال و هوای آسیب شناختی روانی هم پیدا میکند و در پایان رمان که مرگ تبعیدی را در بزم سگ و ادرار نمایش میدهد..
راوی نویسنده ایست که ترک دیار و یار کرده..در چهارده سالگی معشوقش را آب برده و پس از آن کالبدش دچار اغتشاش شده و به خود ویرانگری دست یازیده…
این شروعی سمبلیک است..غریق شدن عشق و معشوقه در سیلاب تاریخ، هشدار از وقوع طوفانی میدهد که پرده در پرده روابط انسانی را در فصول بعدی رمان در مینوردد..

▪️مشکلی به نام زن

در ادامه رابطه‌ی نیروهای انسانی در آپارتمان دکتر اشمیت شفاف تر میشود..در واقع بیماری های یک فرهنگ علیل خودش را تا تک تک ثانیه های با هم بودن ایرانیان همنوا در همنوایی میکشاند و می نمایاند..پارانویا،خشم،تهمت و نفرت دستور جلسه ی رایج زندگی تبعیدیان است..ارزش رمان در رفت و برگشت ها و ارجاعاتش است به تاریخ و فرهنگ معاصر و میانه ی ایران..
در سلاخی های قاسمی، زن و زنانگی البته جای خودش را دارد..راوی مرد است و با به آب سپردن زودهنگام عشق در نوجوانی به نمادین ترین وجهی ایرانی شده است.. مرد ایرانی گرفتار و متناقضی که هنرمندانه روایت و نگرش پروبلماتیک اش به زن هموطن را مانیفسته میکند..
زنان زیادی در داستان وارد و خارج و نابود میشوند و در نهایت بیانیه ای یکطرفه در محکومیت زنانگی معاصر ایرانی صادر میشود که بر پیشانی یک فصل کتاب نشسته و با عبارت “تاریخچه ی اختراع زن مدرن ایرانی” آغاز میشود..
این بیانیه نقطه ی عطف رویکرد رمان به زن مدرن ایرانی است..قاسمی آگاهانه تمام مشکل مرد باصطلاح روشنفکر رمان را با زن هم عصرش در این وجیزه خلاصه کرده است..نگرش متوقعانه و طلبکارانه و پاردوکسیکال که در زرورقی از توجیهات انتلکتویل پیچیده شده و به صورت یک تک گویی سرشار از قضاوت و ضد دیالوگ عرضه میگردد..
در فرازهای دیگر رمان البته هندسه ی رابطه ی زن و مرد بسیار پرمعنا ست..
زنان همنوایی سایه هایی کمرنگ و دردسر ساز و مزاحمند که تاریخ مصرف دارند و تنها زینت مجلس بزم و غریزه هستند و تعیین کنندگی هرگز از جانبشان صادر نمیشود…
رعنا،میم الف ر، اینگرید و زن کلانتر همگی ایستگاه های گذار مردانگی نابالغ و گرفتار ایرانی هستند نه وضعیت های اساسی انسانی و موثر..حتی یک دیالوگ موثر و طولانی و عمیق با هیچ زنی در رمان برقرار نمیشود و زن و دختر راوی هم در ناکجای تاریخ و خاطره گم شده اند…
قاسمی هنوز ادامه دارد

رضا قاسمی اما در ادامه،قسمت های بعدی تریلوژی اش را نوشت و به خوبی چرخشی را در مراوده با زنانگی تبیین کرد..

لینک کانال:
https://telegram.me/Wumman

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *